۱. [جمع: جذبات] گیرایی؛ کشش؛ جذابیت: ◻︎ گفتی که شدی ز عشق مفتون / وز جذبهٴ عاشقی دگرگون (جامی۶: ۲۶۶).
۲. [جمع: جذبات] (تصوف) حالتی در شخص عارف و خداپرست که از خود بیخبر شده و بهسوی حق کشیده میشود؛ کشش غیبی.
۳. [قدیمی] کشیدن.
گیرای
۱. دلربایی، گیرایی، ملاحت
۲. انجذاب، سلطه
۳. خلسه
allure, appeal, attraction, charisma, charm, drama, draw, interest, magnetism, mystique, presence