جذلغتنامه دهخداجذ. [ ج َذذ ] (ع اِ) پاره ای از هرچیز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ج ، اَجذاذ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (مص )شتابی کردن . (منتهی الارب )
جزلغتنامه دهخداجز. [ ج ُ ] (حرف اضافه ) غیر. (بهارعجم ). (ازغیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن عادل بن علی ). این لفظ مخفف «جدا از» است چنانکه در پاژند
جزلغتنامه دهخداجز. [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بلوک آباده ٔ اقلید (کذا) فارس و صنعت مردم آنجا جعبه سازی و قاشق سازی است و در این کار کمال استادی و مهارت را دارند. (از مرآت
جزلغتنامه دهخداجز. [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای معمور استرآباد و خالصه ٔ دیوان اعلی است . هوای آن ییلاق است و از آب رودخانه مشروب میشود و چشمه ای داردکه بسیار کم آب است . (ا
جزلغتنامه دهخداجز. [ ج َ ] (اِ) جزیره ٔ کنار دریا و میان دریا را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مفرس ومخفف جزیره ٔ عربیست که زمین خشک محاط به آب باشد. (فرهنگ نظام
جذیمةلغتنامه دهخداجذیمة. [ج َ م َ ] (اِخ ) قبیله ای است از عبدالقیس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (شرح قاموس ). و نسبت به آن جذمی بتحریک است و جیم او گاهی ضمه داده میشود و گفته
جذعلغتنامه دهخداجذع . [ ج َ ذَ ] (ع اِ) آنچه پیش از ثنی باشد، یعنی گوسپند و گاو بسال دوم در آمده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). گوسفند که بسال دوم باشد.
جذیذلغتنامه دهخداجذیذ. [ ج َ ] (ع اِ) پِست . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). پِست . و سویق . (ناظم الاطباء). سویق . (اقرب الموارد) (شرح قاموس ). و منه : سقاهم الجذیذ و الشراب الل
جذیمةلغتنامه دهخداجذیمة. [ ج َ م َ ] (اِخ ) ابن مالک بن نصر از طائفه ٔ بنواسدبن خزیمه است که جدی جاهلی است و منسوب بدان جَذَمی باشد. نابغه ٔ ذبیانی درباره ٔ فرزندان وی گفته است :
جذیذلغتنامه دهخداجذیذ. [ ج َ ] (ع اِ) پِست . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). پِست . و سویق . (ناظم الاطباء). سویق . (اقرب الموارد) (شرح قاموس ). و منه : سقاهم الجذیذ و الشراب الل
جذیمةلغتنامه دهخداجذیمة. [ج َ م َ ] (اِخ ) قبیله ای است از عبدالقیس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (شرح قاموس ). و نسبت به آن جذمی بتحریک است و جیم او گاهی ضمه داده میشود و گفته
جذعلغتنامه دهخداجذع . [ ج َ ذَ ] (ع اِ) آنچه پیش از ثنی باشد، یعنی گوسپند و گاو بسال دوم در آمده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). گوسفند که بسال دوم باشد.