۱. [جمع: جداول] مجموعهای از خطهای افقی و عمودی بهصورت خانههای شطرنج.
۲. دیوارۀ کوتاه بتونی در کنار جوی آب، میدان، پیادهرو، خیابان، و امثال آن.
۳. (هنر) در تهذیب، خطوطی که برای تزیین، بین سطرهای کتاب یا چهار گوشۀ کاغذ، بهصورت متوازی رسم میکنند: ◻︎ جامی، سواد عشق تو آمد زبور عشق / مستغنی از تکلف تذهیب و جدول است (جامی: ۶۲).
۴. [جمع: جداول] [قدیمی] نهر کوچک؛ جوی آب: ◻︎ دوات من ز برون جدول و درون دریاست / نهنگ و آب سیاهش عجب بدان مانَد (خاقانی: ۸۵۷).
۵. (نجوم) [قدیمی] خطوطی متوازی و متقارن که برای حرکت ستارگان رسم میکردند: ◻︎ لاجرم چون سطاره راست بُوَد / نتواند که کج رود جدول (سعدی۲: ۶۵۳).
〈 جدول کلمات متقاطع: جدولی با شکل هندسی و ستونهای عمودی و افقی که در خانههای آن باید حروف کلمات خواستهشده در شرح جدول را نوشت.
زیگ
۱. طرح، نمودار
۲. جو، جویبار، نهر
chart, edging, puzzle, scheme, table