جداوةلغتنامه دهخداجداوة. [ ج ِدْ دا وَ ] (اِخ ) قریه ای است از قریه های برقه در مغرب که آن را جداوة حیان گویند و فاصله ٔآن با وادی مخبل هشت فرسخ است . (ازمعجم البلدان ).جداوی [ ج
جیاوةلغتنامه دهخداجیاوة. [ وَ ] (ع اِ) چیزی که بر آن دیگ نهند. (اقرب الموارد). غلاف دیگ . (منتهی الارب ). رجوع به جواء و جیاء و جیأه شود.
جاوهلغتنامه دهخداجاوه . [ وَ ] (اِخ ) نام ولایتی است از دریابار. (شرفنامه ٔ منیری ) (برهان ) (آنندراج ). جزیره ٔ بزرگی در بحرالجزائر سوئد که دارای 40000000 (چهل میلیون ) تن سکنه
tablesدیکشنری انگلیسی به فارسیجداول، جدول، میز، فهرست، سفره، لوح، کوهمیز، لیست، مطرح کردن، از دستور خارج کردن، روی میز گذاشتن، در فهرست نوشتن
جیاوةلغتنامه دهخداجیاوة. [ وَ ] (ع اِ) چیزی که بر آن دیگ نهند. (اقرب الموارد). غلاف دیگ . (منتهی الارب ). رجوع به جواء و جیاء و جیأه شود.