جدارةلغتنامه دهخداجدارة. [ ج َ رَ ] (ع مص ) سزاوار گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شایسته بودن شخص به چیزی . (از قطرالمحیط). به چیزی یا برای چیزی شایسته بودن .
جدارةلغتنامه دهخداجدارة. [ ج ِ رَ ] (اِخ ) وادیی است به حجازو در آن قریه ها است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ستون جدارهترwetted wall columnواژههای مصوب فرهنگستانستون قائمی که در آن مایعی که قرار است فراوری شود، جدارۀ داخلی را مرطوب میکند
جدرهلغتنامه دهخداجدره . [ ج ِ رَ ] (ع اِ) یکی از جدر که به معنی گیاهی است . (از منتهی الارب ) (قطر المحیط).
جدارةلغتنامه دهخداجدارة. [ ج َ رَ ] (ع مص ) سزاوار گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شایسته بودن شخص به چیزی . (از قطرالمحیط). به چیزی یا برای چیزی شایسته بودن .
جدارةلغتنامه دهخداجدارة. [ ج ِ رَ ] (اِخ ) وادیی است به حجازو در آن قریه ها است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
صداگیر 2hushkitواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای شامل جدارههای صداگیر که در مجراهای ورودی و خروجی موتورهای توربین جت یا توربین پروانهای نصب میشود