جحللغتنامه دهخداجحل . [ ج َ ] (ع اِ) آفتاب پرست و آن را حرباء نیزگویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حرباء. (اقرب الموارد). جنسی است از کرباسک که روزگرد گویند او ر
جهللغتنامه دهخداجهل . [ ج َ ] (ع مص ) نادان شدن . (تاج المصادربیهقی ). نادان بودن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ضد علم . (اقرب الموارد). نادانستن . (آنندراج ). || نادان نمود
جحلاءلغتنامه دهخداجحلاء. [ ج َ ] (ع ص ، اِ) ناقه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
جحلقلغتنامه دهخداجحلق . [ ] (ع اِ) ابرةالراعی و نیز ابرةالراهب و آن گیاهی است از نوع تمک که آن را جحلیق نیز گویند. رجوع به ابن بیطار و لکلرک ذیل کلمه ٔ ابرةالراعی شود.
جحلاءلغتنامه دهخداجحلاء. [ ج َ ] (ع ص ، اِ) ناقه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
جحلقلغتنامه دهخداجحلق . [ ] (ع اِ) ابرةالراعی و نیز ابرةالراهب و آن گیاهی است از نوع تمک که آن را جحلیق نیز گویند. رجوع به ابن بیطار و لکلرک ذیل کلمه ٔ ابرةالراعی شود.