جبل برطالیللغتنامه دهخداجبل برطالیل . [ ج َ ب َ ل ِ؟ ] (اِخ ) در میان دریای هند است و همیشه آنجا آواز دف ونی شنوند و پی بفاعل آن نبرند. (از حبیب السیر چ تهران ، خاتمه ص 414). از جبال غ
جبللغتنامه دهخداجبل . [ ج َ ب َ ] (اِخ ) نام انگشتری یاقوتی بوده است بسیار گرانبها بزمان خلفای عباسی . (یادداشت مؤلف ). در الجماهر چنین آمده : از شخصی که از عراق آمده بود حکای
جبللغتنامه دهخداجبل . [ ج َ ب َ] (اِخ ) ابن جوال الثعلبی . صحابی است . رسول (ص ) پس از فتح خیبر تمام گوسفندهائی را که مردم در خانه نگه می داشتند [ داجن ] به ایشان دادند. و برخی
جبللغتنامه دهخداجبل . [ ج َ ب َ] (اِخ ) نام موضعی است به اندلس که محمدبن احمد الجبلی الاندلسی منسوب بدانجا است . (از معجم البلدان ).
جبللغتنامه دهخداجبل . [ ج َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) تیر درشت تراش . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). هر چیز درشت سطبر. (از منتهی الارب ). هر چیز درشت و خشک . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط