جبرتیلغتنامه دهخداجبرتی . [ ج َ رَ ] (اِخ ) شیخ عبدالرحمن بن حسن . در الازهر بتعلم پرداخت و در علوم متبحر شد چون فرانسویان مصر را تصرف کردند شغل «کتابت دیوان » یافت . سپس آن شغل
جبرتیلغتنامه دهخداجبرتی . [ ج َ رَ ] (اِخ ) حسن بن ابراهیم بن حسن بن علی بن محمدبن عبدالرحمان الزیلعی الجبرتی الحنفی مکنی به ابوالتهانی . پدر مورخ مشهور عبدالرحمن جبرتی و از مردم
حسن زیلعیلغتنامه دهخداحسن زیلعی . [ ح َ س َ ن ِ زَ ل َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن حسن جبرتی حنفی . رجوع به حسن جبرتی شود.
زیلعیلغتنامه دهخدازیلعی . [ زَ ل َ ] (اِخ ) حسن بن ابراهیم بن حسن علی الزیلعی الجبرتی الحنفی . او فقیه بود و در سال 1188 هَ. ق . درگذشت . او راست : رفع الاشکال فی حکم ماءالحوض .و
اسکندر عمونلغتنامه دهخدااسکندر عمون . [ اِ ک َ دَ ع َم ْ مو ] (اِخ ) اسکندربن انطون عمون . عالم حقوق و ادب . مولد او دیرالقمر (لبنان ) است و در مصر سکونت گزید و مناصب متعدد یافت و متول