جبرانیلغتنامه دهخداجبرانی . [ ج ِ ] (اِخ ) احمدبن هبةاﷲبن سعداﷲ مکنی به ابی ابوالقاسم و ملقب به التاج .منسوب به جبرین قورسطایا است . (از معجم البلدان ).
جبرانیلغتنامه دهخداجبرانی . [ ج ِ ] (اِخ ) سعیدبن سعداﷲبن مقلدبن احمدبن هبةاﷲبن سعداﷲمنسوب به جبرین قورسطایا است . (از معجم البلدان ).
جبرانیلغتنامه دهخداجبرانی . [ ج ِ ] (اِخ ) سعیدبن سعیدبن صالح بن مقلدبن عامربن علی ... برادر ابوعبادةالولیدبن عبیدالبحتری شاعر است . وی شاعر و نحوی فاضلی است و حوزه ٔ درسی و جامع
آب جبرانیmakeup waterواژههای مصوب فرهنگستانآبی که برای جبران کردن اتلاف آب ناشی از تبخیر و نشت و غیره اضافه میشود
بستة جبرانیcompensation packageواژههای مصوب فرهنگستانمجموع مزایا و دریافتیهایی که فرد شاغل برای انجام کار دریافت میکند
تبعیض جبرانیaffirmative action, positive discriminationواژههای مصوب فرهنگستانسیاست یا برنامهای که هدف آن کاستن از تبعیضهایی است که در گذشته بر فرد یا گروهی وارد شده است، ازطریق اقدامات مثبت برای در اختیار نهادن فرصتهای مناسب در حوزۀ ت
ترمزگیری جبرانیpenaltry applicationواژههای مصوب فرهنگستانبه کار افتادن خودکار ترمز هوا هنگامی که سرعت لوکوموتیو افزایش مییابد یا هشیاریسنج فعال میشود
تغییر جبرانیcompensating variationواژههای مصوب فرهنگستانمقدار درآمد اضافی لازم برای حفظ سطح اولیۀ مطلوبیت شخص پس از تغییر در محیط اقتصادی مانند تغییر قیمت کالا
imbricatedدیکشنری انگلیسی به فارسیجبرانی، پولک پولک کردن، مثل فلس ماهی روی همچیدن، نیمه نیمه روی هم گذاشتن