جبایملغتنامه دهخداجبایم . [ ] (اِخ )قول معتبر آن است که یکی از دهات بن یامین بود. (دوم سموئیل 4:3 و نحمیا 11:33) (از قاموس کتاب مقدس ).
جبأیلغتنامه دهخداجبأی . [ ج َ آ ] (ع ص ) بر وزن سَکْری ̍. امراءة جبای ؛ زن استاده پستان . (منتهی الارب ).
جایمشلغتنامه دهخداجایمش . [ ] (اِخ ) ابن بیطرةبن جایمش بن بیطرةبن الهونش ، از پادشاهان رغون در شرق و اندلس است که در اواخر عمر بهلاکت رسید و پس از وی هونش بن جایمش حکمران رغون شد
جبأیلغتنامه دهخداجبأی . [ ج َ آ ] (ع ص ) بر وزن سَکْری ̍. امراءة جبای ؛ زن استاده پستان . (منتهی الارب ).
offensesدیکشنری انگلیسی به فارسیجرایم، حمله، توهین، گناه، اهانت، تجاوز، قانون شکنی، بزه، رنجش، لغزش، یورش، هجوم، تقصیر، دلخوری