جبابةلغتنامه دهخداجبابة. [ ج ُ ب َ ] (اِخ ) (یوم ...) روزی از ایام عرب در آن بین اود و ازد جنگی روی داد. (از معجم البلدان ).
جبابةلغتنامه دهخداجبابة. [ ج ُ ب َ ] (اِخ ) نام آبی است از آبهای ابوبکربن کلاب . (ازمعجم البلدان از ابوزیاد) (مراصد الاطلاع ).
جأبةالبطنلغتنامه دهخداجأبةالبطن . [ ج َءْ ب َ تُل ْ ب َ ] (ع اِ مرکب ) شکم . (ناظم الاطباء). سُرَّه . (المنجد).
جأبةالمدریلغتنامه دهخداجأبةالمدری . [ ج َءْ ب َ تُل ْ م ِ را ] (ع اِ مرکب ) رجوع به جابةالمدری شود. آهوی شاخ برآورده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و رجوع به جابةالمدری شود.
جابةلغتنامه دهخداجابة. [ ب َ ] (اِخ ) نام جزائری است بحدود هند.(نزهةالقلوب ج 3 ص 230). و رجوع به جزائر جابه شود.
خراجلغتنامه دهخداخراج . [ خ َ ] (ع اِ) باج . جبا. چنذا. هز. آنچه را که پادشاه و حاکم از رعایا گیرند. گفته اند که خراج آن چیزی است که در حاصل مزروعات گیرند و باج آن چیزی است که ج
جأبةالبطنلغتنامه دهخداجأبةالبطن . [ ج َءْ ب َ تُل ْ ب َ ] (ع اِ مرکب ) شکم . (ناظم الاطباء). سُرَّه . (المنجد).