جایگزینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ینی، گذاشتن چیزی بهجای (درجای) دیگری، جایگزینسازی، جانشین سازی، جانشینی، وکالت، کفالت، تعویض، تغییر، تغییر متقابل جایگذاری، جابهجایی، انتقال تش
جایگزینیmedia placementواژههای مصوب فرهنگستانگذاشتن یک مطلب در جای مناسب در یک رسانۀ معین متـ . جایگزینی رسانهای
جایگزینی نوسانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت سانی، رفتوآمد، فراز ونشیب، جزرومد، رونق و رکود، سیستول و دیاستول، کموزیاد شدن، تاب، چرخه، تناوب تکان
جایگزینی چربیfat replacementواژههای مصوب فرهنگستانفرایند جانشین کردن جایگزین چربی بهجای بخشی از چربی مواد غذایی
جایگزینی ژنgene replacementواژههای مصوب فرهنگستانروشی درونبدنی (in vivo) که در آن یک ژن متفاوت جای یک ژن خاص را در یک فامتن میگیرد
جایگزینی گفتارautomatic dialogue replacement, additional dialogue replacement, ADR 1واژههای مصوب فرهنگستانضبط مجدد گفتوگوی بازیگران و قرار دادن آن بهجای گفتار یا عبارت نامطلوب یا بیکیفیت در مرحلۀ پستولید