جایگزینفرهنگ انتشارات معین(گُ) (ص فا.) کسی که جایی را برای خویش انتخاب کند، آن که یا آن چه که در جایی استقرار یابد.
جایگزین کردندیکشنری فارسی به انگلیسیestablish, instil, instill, locate, place, settle, spot, station, supplant