جاونلغتنامه دهخداجاون . [ وَ ] (اِ) لغتی است در هاون . (یادداشت بخط مؤلف ). ابدال «هَ» به «ج ». جوفن . جوغن .
جاون کثلغتنامه دهخداجاون کث . [ وَ ک َ ] (اِخ ) نام دیگر ثنکت برد. و آن نام یک حصن افسانه ای است که گویند راون شیطان هنگامی که زن رام بن دشرت را ربوده بود، در آنجا متحصن شد. (از تح
جاوندلغتنامه دهخداجاوند. [ وَ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ زلقی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).
جاونلغتنامه دهخداجاون . [ وَ ] (اِ) لغتی است در هاون . (یادداشت بخط مؤلف ). ابدال «هَ» به «ج ». جوفن . جوغن .
جاون کثلغتنامه دهخداجاون کث . [ وَ ک َ ] (اِخ ) نام دیگر ثنکت برد. و آن نام یک حصن افسانه ای است که گویند راون شیطان هنگامی که زن رام بن دشرت را ربوده بود، در آنجا متحصن شد. (از تح