جانکی سردسیرلغتنامه دهخداجانکی سردسیر. [ ن َ ی ِ س َ سی ] (اِخ ) شعبه ای از طایفه ٔ هفت لنگ بختیاری و دارای شعب زیر است : جلیلی ، معمودی ، ریگی ، بارزی ، هلوسعد، شیاسی ، سوتک ، بوگر. (ا
جانکیلغتنامه دهخداجانکی . [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان آرد: از توابع و متعلقات مال میر(مال امیر). مال میر همان ایذج قدیم است که حالا خراب میباشد و سه طرف آن چمن و یکطرف نیزار و
جانکیلغتنامه دهخداجانکی . [ ن َ ] (اِخ )نام یکی از دهستانهای بخش لردگان شهرستان شهرکُرد است و در جنوب شهرکُرد واقع است و حدود و مشخصات آن بشرح زیر است : از شمال بکوه آب باغ و کوه
جانکی گرمسیرلغتنامه دهخداجانکی گرمسیر. [ ن َ ی ِ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان اهواز است . این بخش در قسمت شمال خاوری اهواز واقع و از طرف شمال به بخش ایزه و از خاور بشهرستان به
جانکی گرمسیرلغتنامه دهخداجانکی گرمسیر. [ ن َ ی ِ گ َ ] (اِخ )شعبه ای از ایل چهارلنگ بختیاری که جزء کیومرسی و دارای شعب ذیل است : مکوند، زنگند، کردزنکند، بلواسی ، آل خورشیدی ، مم ینی . (
ریگیلغتنامه دهخداریگی . (اِخ ) تیره ای ازطایفه ٔ جانکی سردسیر هفت لنگ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75). از طوایف ناحیه ٔ سرحدی بلوچستان و مرکب از 5600 خانوار است که در جنوب غربی دز
هلیسادواژهنامه آزادهلوسعد یا به زبان محلی هلیساد نام تیره ای از جانکی سردسیر بهداروند بختیاری و در استان چهارمحال و بختیاری شهرستان اردل بخش میانکوه ساکن هستند.
سوتکلغتنامه دهخداسوتک . [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ جانکی سردسیر هفت لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75).
شیاسیلغتنامه دهخداشیاسی . [ ](اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ جانکی سردسیر هفت لنگ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75). رجوع به جانکی سردسیر شود.
بازریلغتنامه دهخدابازری . [ ] (اِخ ) نام تیره ای از طایفه ٔ جانکی سردسیر هفت لنگ بختیاری است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 75).