جان نثارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که جان را فدای دیگری کند؛ آنکه در راه کسی جانبازی و فداکاری کند.۲. من؛ بنده.
جان نثارلغتنامه دهخداجان نثار. [ جان ْ ن ِ ] (ص مرکب ) کسی که جان را فدای دیگری کند. فدوی . بنده . (ناظم الاطباء). || چاکر. این بنده .