جانماز آب کشیدنلغتنامه دهخداجانماز آب کشیدن . [ ن َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه کنایه از زهد نمودن . طهارت و پرهیز نمودن . بدروغ زهد و ورع نمودن . خود را پیرو مرّ قوانین شرع نم
جانماز آب کشیدنلغتنامه دهخداجانماز آب کشیدن . [ ن َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه کنایه از زهد نمودن . طهارت و پرهیز نمودن . بدروغ زهد و ورع نمودن . خود را پیرو مرّ قوانین شرع نم
جانمازفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپارچۀ کوچکی که که در آن مُهر و تسبیح میگذارند و هنگام خواندن نماز پیش روی خود پهن میکنند؛ سجاده. جانماز آب کشیدن: [مجاز] زهد و تقوا نشان دادن و اظهار دینداری
ترمهفرهنگ نامها(تلفظ: terme) نوعی پارچه (قیمتی) از جنس کرک ، پشم ، یا ابریشم با نقشهای بته جقه ، اسلیمی ، و مانند آنها که معمولاً از آن ، جانماز ، بقچه و لباس تهیه میکنند .
احرامیلغتنامه دهخدااحرامی . [ اِ ] (ص نسبی ، اِ) در تداول فارسی ، قسمی سجّاده از پنبه با نقشهای کبود بر زمینه ٔ سپید. گستردنی خرد و غالباً با زمینه ٔ سپید و گلهای آبی که چون سجّاد