409 مدخل
مادرجان – مادر عزیز
آماده کردن جانماز برای عبادت
جانور، جنبنده، حی، حیوان، ذینفس، زنده ≠ بیجان
تسلیخ، تشلیخ، سجاده، مصلی
animal, animate, beast, being, quick
biped
جانیاریوس
جاندار، ذیروح
جاندار، حی، موجود، هست ≠ مرده، میت
جانماز، مصلی