4131 مدخل
۱. پهلو؛ کرانه؛ طرف.۲. جهت.۳. ناحیه.
پهلو، جهت، سمت، سو، طرف، عرض، کرانه، کران، کنار، ناحیه، ور
part, side, stead, to, behalf
(نِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پهلو، طرف . 2 - سوی ، جهت . 3 - ناحیه . ج . جوانب .
طرف , سو , سمت , پهلو , جنب , طرفداري کردن از , در يکسو قرار دادن
جعنب . [ ج َ ن َ ] (ع ص ) کوتاه . (قاموس ).
جأنب . [ ج َءْ ن َ] (ع اِ، ص ) کوتاه و خوار از مردم . (منتهی الارب ).
جهت - ناحیه - طرف -پهلو
behalf
(نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) حمایت کننده ، طرفدار.
( ~.) [ ع - فا. ] (حامص .) طرفداری ، حمایت .
جانب
جانب؛ سو.
جانب راست؛ سمت دست راست؛ دست راست؛ به راست.