جام کاریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآیینهکاری.= جامکاری کردن:۱. آیینهکاری کردن.۲. پیاپی جام شراب گرفتن و نوشیدن.
جام کاری کردنلغتنامه دهخداجام کاری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آیینه کاری کردن . (آنندراج ) : خانه ٔ دل را گرامی جام کاری میکندهر که جامی میدهد امروز یاری میکند. حسین بیگ گرامی . || پیا
جاملغتنامه دهخداجام . (اِ) پیاله ٔ آبخوری . (برهان ). پیاله از سیم و آبگینه و جز آن . (منتهی الارب ). پیاله ٔ شرابخوری . کاسه ای که ته آن دوره نداشته باشد. (ناظم الاطباء). ظرفی
جام کاری کردنلغتنامه دهخداجام کاری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آیینه کاری کردن . (آنندراج ) : خانه ٔ دل را گرامی جام کاری میکندهر که جامی میدهد امروز یاری میکند. حسین بیگ گرامی . || پیا
مرغزارلغتنامه دهخدامرغزار. [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بالا جام بخش تربت جام شهرستان مشهد. واقع در 32هزارگزی شمال باختری تربت جام و 5هزارگزی باختر راه عمومی تربت جام
چاهکلغتنامه دهخداچاهک . [ هََ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بالا جام بخش تربت جام شهرستان مشهد که در 38 هزارگزی شمال باختری تربت جام بر سر راه مالرو عمومی تربت جام به فریما
خیرآبادلغتنامه دهخداخیرآباد. [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بالا جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، واقع در 41 هزارگزی شمال باختری تربت جام با 532 تن سکنه . آب آن از قنات و ر
زوادربالالغتنامه دهخدازوادربالا. [ زَ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاریزنو بالا جام است که در بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع است و 158 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).