جامه به نیل فروبردنلغتنامه دهخداجامه به نیل فروبردن . [ م َ / م ِ ب ِ ف ُ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) لباس رنگ کردن . پیراهن را برای رنگ به نیل فروبردن . || کنایه از لباس ماتم پوشیدن . (بهار عجم ) (از
جامه به نیل فروبردنلغتنامه دهخداجامه به نیل فروبردن . [ م َ / م ِ ب ِ ف ُ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) لباس رنگ کردن . پیراهن را برای رنگ به نیل فروبردن . || کنایه از لباس ماتم پوشیدن . (بهار عجم ) (از
نیللغتنامه دهخدانیل . (اِ) گیاهی است که عصاره ٔ آن را نیله و نیلج گویند و بدان رنگ کنند. برگ نیل را با آب گرم می شویند و کبودگی و کدورت آن دور کنند و آب را نگاه دارند تا همچو گ
جامه ٔ تقویلغتنامه دهخداجامه ٔ تقوی . [ م َ / م ِ ی ِت َق ْ وا ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) لباس پارسایی . پیراهن پرهیزکاری . خصلت تقوی و پرهیزکاری : یا بکش بر چهره نیل عاشقی یا فرو بر ج
یالغتنامه دهخدایا. (حرف ربط) حرف ربط است . صاحب غیاث اللغات و آنندراج آرند: در فارسی از حروف عاطفه است و افاده ٔ معنی تردید کند و از شأن اوست که بر معطوف علیه و معطوف هر دو آ
کبود پوشیدنلغتنامه دهخداکبود پوشیدن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جامه ٔ کبود به بر کردن . || جامه ٔ نیلی به علامت سوکواری بر تن کردن . جامه ٔ عزا پوشیدن : چهل روز سوک پدر داشت شاه بپوشید لش