جالیشلغتنامه دهخداجالیش . (اِ) و شالیش معرب از ترکی از فارسی چالیش بمعنی جنگ و ستیز. (دزی ج 1 ص 168). رجوع به چالیش شود.
جالینوسلغتنامه دهخداجالینوس . (اِخ ) نام یکی از حکمای کرام . او طبیب هشتم است از طبیبان که هریک بیمثل زمان خود بوده اند اول ایشان اسقیلپیدس دوم غورس سوم مینوس چهارم برمانیدس پنجم ا
شالیشلغتنامه دهخداشالیش . (ع اِ) خلخال که از نقره ٔ کم عیار باشد. (دزی ج 1 ص 783). جالیش . (دزی ج 1 ص 716).
جالینوسلغتنامه دهخداجالینوس . (اِخ ) نام یکی از حکمای کرام . او طبیب هشتم است از طبیبان که هریک بیمثل زمان خود بوده اند اول ایشان اسقیلپیدس دوم غورس سوم مینوس چهارم برمانیدس پنجم ا