جارانلغتنامه دهخداجاران . (اِخ ) دهی است جزء دهستان بلوک پیرکوه دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت واقع در جنوب خاوری رودبار ودوهزارگزی جنوب امام . محلی است کوهستانی ، سردسیر،
جعرانلغتنامه دهخداجعران . [ ج َ / ج ُ / ج ِ ] (ع اِ) جعر. (منتهی الارب ). سرگین هر درنده ٔ چنگال داری است . (معجم البلدان ). پیخال مرغ شکاری . (منتهی الارب ).- ابوجعران ؛ سرگین
شلیم جارانلغتنامه دهخداشلیم جاران . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 186 تن . آب آن از رودخانه . صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیای
شلیم جارانلغتنامه دهخداشلیم جاران . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 186 تن . آب آن از رودخانه . صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیای
compensatingدیکشنری انگلیسی به فارسیجبران کردن، غرامت دادن، پاداش دادن، تاوان دادن، عوض دادن، تلافی کردن