جاذبةلغتنامه دهخداجاذبة. [ ذِ ب َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث جاذب . شتر کم شیر: ناقة جاذبه ؛ یعنی شترماده ٔ کم شیر. || کشنده . رباینده . (منتهی الارب ): بر مثال مغناطیس به جاذبه ٔ قهر ا
چنارنازواژهنامه آزادروستای چنار ناز از توابع شهرستان خاتم از استان یزد می باشد جاذبه های گردشگری این روستا بندر و قنات بهار خیز می با شند. فاصله زمینی این رو ستا تا مر کز شهر ستان
انجلیینواژهنامه آزادنام روستایی در شمال شهر خرم دره واقع در جاده ویستان. این روستا یکی از جاذبه های گردشگری این شهر است.
خبربافتواژهنامه آزادیکی از دهستان های شهرستان بافت از استان کرمان که اب وهوای خوش ومحل گردش مردم از استان های گوناگو ن است،ومحصول عمده ی آن گردو وانار است ،پارک ملی جاذبه ی گردشگری
اکوتوریسمفرهنگ انتشارات معین(اِ کُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی جهانگردی به منظور بازدید از جاذبه های طبیعی که به حفظ محیط زیست نیز کمک می کند، طبیعت - گردی . (فره .)
مینورکلغتنامه دهخدامینورک . [ نُرْ ] (اِخ ) جزیره ای است در دریای مدیترانه متعلق به اسپانیا که در شرق جزایر بالئار قرار دارد. مساحتش 780 کیلومتر مربع و جمعیتش 42500 نفر است . این