2598 مدخل
جاجی . (اِخ ) دهی است به بحرین . (منتهی الارب ).
جاجی . (ع اِ) ج ِ جوجو. (منتهی الارب ). رجوع به جُوجُو شود.
نوعی پیمانه
مرغی که پرهای پف کرده دارد
جاجیمبافى.
رنگینکمان، قوس و قزه dâlu .
کیسه ای مخصوص ، جای بار که بر روی الاغ یا قاطر می گذارند
carpet
جاجیم، فرش، گبه، گلیم
جاجیم . (اِ) رجوع به جاجم شود.
جاجیمی که از سر قیچی پارچه ها درست شود – جاجیم
جاجیم بافی . (حامص مرکب ) عمل جاجیم باف . بافتن جاجیم . رجوع به جاجیم شود.