ثُبَاتٍفرهنگ واژگان قرآندسته های متفرق و پراکنده ( جمع کلمه ثبه است و ثبه به معناي جماعتهاي متفرق است)
ثباتفرهنگ مترادف و متضادآرام، استحکام، استقامت، استقرار، استواری، پابرجایی، پایداری، دوام، سکون، وقار ≠ ناپایداری
ثباتدیکشنری فارسی به انگلیسیconstancy, fixity, immobility, permanence, recorder, rigidity, stability, stabilization, steadiness
ثباتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر یندگی، دوام، تداوم، دیرگذری، بقا، استمرار، ماندگاری، استقامت، تعادل، موازنه، ثبوت، پایداری جاودانگی، ابدیت چیز ثابت مقاومت، استحکام
ثباتفرهنگ انتشارات معین(ثَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) بر جای ماندن ، پایدار بودن . 2 - دوام یافتن ، پایدار بودن . 3 - (اِمص .) پایداری . ؛ ~ عزم راسخ عزمی ، ثابت عزمی . ؛ ~ قدم استقامت