ثوابتفرهنگ انتشارات معین(ثَ بِ) [ ع . ] (اِ.) جِ ثابته ؛ ستارگان ثابت که مانند سیارات حرکت انتقالی ندارند.
ثوابتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهستارههایی که قدما آنها را ثابت میپنداشتند ولی با چشم مسلح میتوان حرکت آنها را دید.
ثوابتلغتنامه دهخداثوابت . [ ث َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ثابتة . تمام ستارگان جز هفت ستاره ٔ سیاره . ستارگان آرمیده . ستارگان یابانی . ستارگان بیابانی . نجوم ثابته ، خلاف سیارات و از
ثابتلغتنامه دهخداثابت . [ ب ِ ](اِخ ) ابن قمع. او یکی از مترجمین و نقله ٔ کتب از زبانهای دیگر بعربی است .
ثابتلغتنامه دهخداثابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن عتیک بن النعمان الانصاری . صحابی است و در جنگ جسر ابوعبید در سال 15 هَ . ق . کشته شد .
ثابتلغتنامه دهخداثابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن الزبیربن هشام بن عروة. مرزبانی در الموشح او را از جمله ٔ روات اخبار ابوالعتاهیه شاعر ذکر کرده است .
ثابتلغتنامه دهخداثابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن علی کوفی . او راست : کتاب خلق الانسان وخلق الفرس . و رجوع به ثابت بن عبدالعزیزاللغوی شود.
ثابتلغتنامه دهخداثابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن عمروبن حبیب مولی علی بن رابطه از شاگردان و روات ابوعبید قاسم بن سلام . او همه ٔ کتب ابوعبید را روایت کرده است .
افلاکیانلغتنامه دهخداافلاکیان . [ اَ ] (اِ مرکب ) ثوابت و سیارات . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مؤید) (شرفنامه ٔ منیری ). ملائکه و ثوابت و سیارات . (فرهنگ محمودی از فرهنگ شع
فرارجاملغتنامه دهخدافرارجام . [ ] (اِ) نام روان سپهر ثوابت است . (انجمن آرا) (فرهنگ دساتیر). از برساخته های فرقه ٔ آذرکیوان است .