ثمنلغتنامه دهخداثمن . [ ث ُ ] (ع اِ) هشت یک . || سه تسو. || هشتم حصه . (لغت نامه ٔ مقامات حریری ): ثمن الدایره ؛ هشت یک دایره . ج ، اثمان .
سمنلغتنامه دهخداسمن . [ س َ ] (ع اِ) در عربی مطلق روغن را گویندعموماً و روغن گاو را خصوصاً. (برهان ) . روغن و روغن گاو و گوسفند. ج ، سمون . (مهذب الاسماء). روغن . (السامی ). رو
سمنلغتنامه دهخداسمن . [ س َ ] (ع مص ) تر کردن طعام بر روغن . || طعام چرب خورانیدن قوم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
سمنلغتنامه دهخداسمن . [ س َ م َ ] (اِ) گل سه برگ را گویند، یعنی گیاهی و رستنیی هست که آنرا سه برگه میگویند. گل آن است و آن مدور وصدبرگ و یاسمنی رنگ میباشد. و بعضی گویند گلی باش
سمنلغتنامه دهخداسمن . [ س ِ م َ ] (ع اِمص ) فربهی . (غیاث ) (دهار) (ناظم الاطباء). || چربی . (ناظم الاطباء). || (مص ) فربه شدن . (آنندراج ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
ثُمْنOctans, Octant, Octواژههای مصوب فرهنگستانصورتی فلکی در آسمان جنوبی (southern sky) که نقطۀ قطب جنوب آسمان در آن قرار گرفته است
ثمنشلغتنامه دهخداثمنش . [ ث ُ م ِ ن ُ ] (معرب ،اِ) گیاه ضعیف . || هرچه از نباتات ما بین درخت و گیاه باشد. این لفظ مأخوذ از یونانی است .