سلسیلغتنامه دهخداسلسی . [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرشیو بخش مریوان شهرستان سنندج ، دارای 280 تن سکنه و آب آن از چشمه است . محصول آن غلات ، لبنیات ، توتون و این ده در دو محل ب
ثلثینلغتنامه دهخداثلثین . [ ث ُ ث َ ] (ع اِ) دو ثلث . || قسمی از خط عربی . (ابن الندیم ). قطّ قلم ثلثین به پهنای موی یال برذون است .
ثلثینلغتنامه دهخداثلثین . [ ث ُ ث َ ] (ع اِ) دو ثلث . || قسمی از خط عربی . (ابن الندیم ). قطّ قلم ثلثین به پهنای موی یال برذون است .
اسطرلاب مسطحلغتنامه دهخدااسطرلاب مسطح . [ اُ طُ ب ِ م ُ س َطْ طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) اسطرلابی که نزد قدما بیشتر معمول بوده است مسطح شمالی یا جنوبی بوده و به انواع مختلف تام و سدسی
اسطرلاب نیمهلغتنامه دهخدااسطرلاب نیمه . [ اُ طُ ب ِ م َ / م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نصفی مقابل تام و ثلثی و غیره .
اقومالیلغتنامه دهخدااقومالی . [ اَ ] (معرب ، اِ) ماءالعسل است . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ). و طریق ساختنش چنان باشد که دو جزو آب و یک جزو عسل را باهم آمیخته بجوشانند چندانک