ثقلینلغتنامه دهخداثقلین . [ ث َ ق َ ل َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ ثَقل . ثقلان . || مردمان و پریان . جن و انس . اگر ثقلین جمع شوند بی اراده ٔ خدای تعالی موئی را نتوانند از سر کم کرد. || د
ثقلانلغتنامه دهخداثقلان . [ ث َ ق َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ ثَقَل . ثقلین . || آدمی و پری . آدمیان و پریان . انس و جن : شمس الوزراء احمد عبدالصمد آن کوشمس الوزراء نیست که شمس ثقلان است
ثقلانلغتنامه دهخداثقلان . [ ث َ ق َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ ثَقَل . ثقلین . || آدمی و پری . آدمیان و پریان . انس و جن : شمس الوزراء احمد عبدالصمد آن کوشمس الوزراء نیست که شمس ثقلان است
ابوزیدلغتنامه دهخداابوزید. [ اَ زَ ] (اِخ ) احمدبن سهل بلخی . یاقوت گوید: او در همه ٔ دانشهای نو و کهن فاضل ودر تصانیف خویش براه فلاسفه میرفت لکن به اهل ادب ماننده تر است . ابوحیا
سماهیجیلغتنامه دهخداسماهیجی . [ س َ ] (اِخ ) عبداﷲبن صالح بن جمعةبن سماهیجی بحران . از فقهاء و ادبای امامیه ، نسبت وی بسماهیج است . او راست : جواهرالبحرین فی احکام الثقلین ، صحیفة
عبدالغتنامه دهخداعبدا. [ع َ دُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن صالح بن جمعةبن شعبان السماهیجی البحرانی . از فقها و ادبا بود. از تألیفات او است . جواهر البحرین فی احکام الثقلین . الصحیفة ال
نسفیلغتنامه دهخدانسفی . [ ن َ س َ ] (اِخ ) عمربن محمد نسفی سمرقندی ، ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوحفص و معروف به مفتی الثقلین . متکلم اصولی و فقیه و مفسر و محدث قرن پنجم است .