ثفناتلغتنامه دهخداثفنات . [ث َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ ثفنة. || ذوالثفنات . لقب علی بن الحسین زین العابدین علیهماالسلام زیرا مساجدآن حضرت از طول سجده پینه بسته شده بود. و نیز لقب علی بن
ثفنلغتنامه دهخداثفن . [ ث َ ] (ع مص ) دفع کردن و راندن . || زدن کسی را با دست . || پس روی کسی کردن . آمدن کسی را از پس . || زدن ناقه کسی را به ثفنات .
طبرسیلغتنامه دهخداطبرسی . [ طَ رِ ] (اِخ ) فضل بن حسن طبرسی ، مکنی به ابوعلی . طبرس منزلی است میان قاشان و اصفهان و اصل ایشان از آن بقعت بوده است . و ایشان در مشهد سناباد طوس متو
ثفنةلغتنامه دهخداثفنة. [ ث َ ف ِ ن َ ] (ع اِ) پینه ٔ زانو. || آنچه بر زمین رسد از تن شتر وقت نشستن ، چون زانو و سینه و دست . || زانو و مجتمع ران و ساق از مردم . || باطن زانوی اس