ثعلبیلغتنامه دهخداثعلبی . [ ث َ ل َ ] (اِخ ) ابواسحاق احمدبن محمد نیشابوری . یکی از مشاهیر فقها و مفسرین . مولد او به نیشابور و در 427 هَ . ق . درگذشته است . او راست : کتاب تاریخ
ثعلبیلغتنامه دهخداثعلبی . [ ث َ ل َ ] (اِخ ) او راست : طبقات الثعلبی الموسوی و آنرا پیش از طبقات اسنوی نوشته است . (قاموس الاعلام ).
ثعلبیلغتنامه دهخداثعلبی . [ ث َ ل َ بی ی ] (ع ص نسبی ) روباه فروش . || روباه دوز. (مهذب الاسماء). || منسوب است بقبیله ٔ بنی ثعلبة و صنعت پوستین روباه . (سمعانی ).
سالبیلغتنامه دهخداسالبی . [ ل ِ ] (اِخ ) در چهار فرسخ مشرقی گاوکان است . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 258).
ثعلبیانOrchidaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای بزرگ و جهانی از مارچوبهسانان با حدود 850 سرده و 17000 گونه که بزرگترین تیرۀ گیاهان گلدار محسوب میشود و شامل گونههای چندسالۀ زمینی و رورست یا بالارو
ثعلبیةلغتنامه دهخداثعلبیة. [ ث َ ل َ بی ی َ ] (اِخ ) یکی از منازل راه مکه است که سابق قریه ای بود و اکنون خرابه است و مشهور. (مراصد الاطلاع ). این موضع به سه منزلی کوفه بین شقوق و
ثعلبیةلغتنامه دهخداثعلبیة. [ ث َ ل َ بی ی َ ] (اِخ ) یکی از منازل راه مکه است که سابق قریه ای بود و اکنون خرابه است و مشهور. (مراصد الاطلاع ). این موضع به سه منزلی کوفه بین شقوق و
ثعلبOrchisواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از ثعلبیان که اغلب در اروپا و شمال غربی افریقا تا تبت و مغولستان و چین و ژاپن پراکنده هستند