ثعبانلغتنامه دهخداثعبان . [ ث ُ ] (ع اِ) مار بزرگ . مار عظیم . اژدها.(غیاث اللغة) (نصاب الصبیان ) (السامی فی الاسامی ). اژدر. (بحر الجواهر). یا خاص است به مار نر. یا مطلق مار است
سابانلغتنامه دهخداسابان . (اِخ ) پادشاهزاده سابان از سرداران دواخان بن براق (از امرای اولوس جغتای ) است و بسال 696 در حمله ٔ دوا به کوسویه و فوشنج همراه او بوده است . و نیز از سر
سابانلغتنامه دهخداسابان . (اِخ ) (دیر...) در حلب واقع است و معنی آن دیر جماعت است . حمدان اناری گوید:دیر عمان و دیرسابان هجن غرامی و زدن اشجانی .(تاج العروس ).
دم الثعبانلغتنامه دهخدادم الثعبان . [ دَ مُث ْ ث ُ ] (ع اِ مرکب ) دم الاخوین . خون سیاوشان . (ناظم الاطباء). ایدع . شیان . دم التنین . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دم الاخوین و خون سیاوش
ثوبانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بازگشتن.۲. شفا یافتن بیمار و برگشت تندرستی و فربهی او پس از لاغریِ بیماری.
ثوبانفرهنگ نامها(تلفظ: savbān) (عربی) بازگشتن پس از رفته بودن ؛ (در اعلام) نام دو تن از صحابه ؛ نام ابن ابراهیم ، ابوالفیض شیخ ذوالنون مصر یکی از بزرگان عرفا که صاحب کرامات و خ
دم الثعبانلغتنامه دهخدادم الثعبان . [ دَ مُث ْ ث ُ ] (ع اِ مرکب ) دم الاخوین . خون سیاوشان . (ناظم الاطباء). ایدع . شیان . دم التنین . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دم الاخوین و خون سیاوش