ثطلغتنامه دهخداثط. [ ث َطط ] (ع ص ، اِ) مرد کوسه یا کسی که مو در ریش و ابروی او کم باشد: رجل ثطّ الحاجبین . || مرد گران شکم که راه رفتن نتواند. ج ، اثطاط، ثُطّ، ثطان ، ثطاط، ث
ستلغتنامه دهخداست . [ س ِ ] (ع اِ) خانم . (دزی ج 1 ص 631) : ستی و مَهْسِتی را بر غزلهاشبی صد گنج بخشی در مثلها. نظامی (خسرو و شیرین ).رجوع به ستی شود.
ثطاءلغتنامه دهخداثطاء. [ ث َطْ طا] (ع اِ) زن پَست سرین . || عنکبوت . تننده .کارتنک . || جانوری است کوچک سخت گزنده .
ثطةلغتنامه دهخداثطة. [ ث َطْ طَ ] (ع ص ) مؤنث ثط: اِمراءة ثطّة الحاجبین ؛ زن که مو در ابروی او کم باشد.