ثریفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خاک نمناک؛ خاک نمدار.۲. خاک؛ زمین. از ثری تا ثریا: از زمین تا آسمان.
ثریفرهنگ انتشارات معین(ثَ را) [ ع . ] (اِ.)1 - تری ، رطوبت . 2 - خاک نمناک . 3 - زمین ، خاک . ؛ از ~ تا به ثریا از زمین تا بالای آسمان .
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی ≠ علنی ۲. اسناد طبقهبندی شده
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. سلسله، رشته ۲. ردیف، قطار، رج ۳. دسته، گروه ۴. طبقه، مجموعه ۵. دوره ۶. پیاپی، متوالی ۷. ردیفی، غیرمتوازی
سریدیکشنری فارسی به انگلیسیarcane, backstairs, battery, cephalic, confidential, cryptic, dark, edition, family, inmost, issue, occult, range, rank, secret, series, streak, succession, sui
سریلغتنامه دهخداسری . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از اولیأاﷲ است مشهور بسری سقطی . (برهان ) (آنندراج ) : چون سری بی سر شد اندر راه اوبر سریر سروران شد جای او. (مثنوی ).رجوع به سری
سریلغتنامه دهخداسری . [ ](اِخ ) ابن احمدبن سری الکندی الرفاء الموصلی شاعر معروف و مشهوری است که دیوان ابی الفتح کشاجم را استنساخ کرده است وی در حدود سال 360 درگذشته است . (از ر
ثریالغتنامه دهخداثریا. [ ث ُ رَی ْ یا ] (ع ص ، اِ) مصغر ثروی . || (اِخ ) پروین پرن . پرند. پرو. پروه . رَفه . رَمه . نرگسه . نرگسه ٔ چرخ . نرگسه ٔ سقف لاجورد. و آن منزل سوم است
ثریافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نجوم) پروین.۲. [قدیمی] چراغ چندشاخهای که از سقف اتاق آویزان میکنند؛ چهلچراغ؛ چلچراغ. عقد ثریا: (نجوم) [قدیمی، مجاز] پروین. Δ زیرا مجموع چند ستاره ا