سدرلغتنامه دهخداسدر. [ س ُدْ دَ ] (معرب ، اِ) بازیی است که با آن قمار میکنند و آن فارسی سدر است . (المعرب جوالیقی ص 201). بازیچه ای است مر کودکان عرب را. قرق . (منتهی الارب ).
سدرلغتنامه دهخداسدر. [ س َ ] (ع مص ) فروهشتن موی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). فروگذاشتن موی . (تاج المصادر بیهقی ). || سراسیمه گردیدن و خیره شدن چشم شتر از شدت گرما یا از شدت
ایعاثلغتنامه دهخداایعاث . (ع مص ) (از «وع ث ») در زمین وعث افتادن . || بیهوده خرج کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). مال با سران نفقه کردن . (تاج المصادر بیهق
اسکربوتفرهنگ انتشارات معین(اِ کُ) [ فر. ] ( اِ.) = اسکوربوت : مرضی که بر اثر فقدان ویتامین ث در بدن پیدا شود. و علایم آن شل شدن لثه ها و ریختن دندان ها و خونریزی زیاد بر اثر جراحت مختصر