288 مدخل
(کِّ) (عا.) 1 - تکه . 2 - هر چیز درخور و مناسب .
۱رشه ۲تکه – قسمتی از چیزی
لقمه،مقدار، قطعه، زن خوشگل
قطعات شکسته کوزه
تکه، قطعه.
تیکه آمدن، مزه پراندن، تکه آمدن، متلک گفتن
bird
twat
babe, dishy
تیکه تیکه نشده ، کاملاً خورد نشده
تیکه ابری که حالت گرما و شرجی به زمین می دهد
تیکه هاشو از هم جدا کن
دو تیکه شده برای چیزهای نرم