تیژلغتنامه دهخداتیژ. (اِ) تِز. (فرهنگ فارسی معین ). محل سبز مزرعه ٔ کاشته شده . || غرش شکم و ضرطه و بادی که از سوراخ پائین خارج شود. (ناظم الاطباء). رجوع به تیز شود.
تیجلغتنامه دهخداتیج . (اِ) نخ ابریشم . (برهان ) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). ابریشم خام . (ناظم الاطباء). || پنبه ای که آن را بدست از هم بگشایند و ب
تیژتیژلغتنامه دهخداتیژتیژ. (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان است که در بخش حومه ٔ شهرستان سنندج واقع است و 450 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
سانتو آنتونیو د تیژوکولغتنامه دهخداسانتو آنتونیو د تیژوکو. [ ت ُ ت ُ ی ُدُ ک ُ ] (اِخ ) قصبه ای است از قضای دیامانیین واقع در 550 هزارگزی شمال ریودوژانیرو در جمهوری برزیل واقع. (قاموس الاعلام ترک
تیژتیژلغتنامه دهخداتیژتیژ. (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان است که در بخش حومه ٔ شهرستان سنندج واقع است و 450 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
سانتو آنتونیو د تیژوکولغتنامه دهخداسانتو آنتونیو د تیژوکو. [ ت ُ ت ُ ی ُدُ ک ُ ] (اِخ ) قصبه ای است از قضای دیامانیین واقع در 550 هزارگزی شمال ریودوژانیرو در جمهوری برزیل واقع. (قاموس الاعلام ترک
تیزلغتنامه دهخداتیز. (ص ) معروف است که نقیض کند باشد. (برهان ) (از انجمن آرا). مقابل کند. (آنندراج ). بران و قاطع و حاد و برنده . (از ناظم الاطباء). بران . برنده . تند. قاطع.سخ
لاسجردلغتنامه دهخدالاسجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه تهران به سمنان میان حیدرآباد و مهدی قلیخان در 189200 گزی تهران . دهی از دهستان سرخه بخش مرکزی شهرستان سمنان . واقع در 3