تیولفرهنگ انتشارات معین(تُ یُ) [ تر. ] (اِ.) واگذاری زمین و ملک به کسی از طرف پادشاه که آن شخص از طریق مالیات آن ملک برای خود درآمدی فراهم می آورد.
تیولفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر دورۀ ایلخانی تا قاجار ملک و سرزمینی که از طرف پادشاه به کسی واگذار میشد تا از درآمد آن زندگی کرده و وظیفه و مستمری خود را از مالیات آن وصول کند؛ اقطاع.
تیوللغتنامه دهخداتیول . (اِ) جاگیر مدد معاش و این لفظ ترکی است . و درمدار تَیول . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تملک و تصرف ملک و عقار و زمین داری . (ناظم الاطباء). واگذار کردن دول
توسامیشیلغتنامه دهخداتوسامیشی . (مغولی ، اِ) عطا و تیول . (فرهنگ نظام ) : ... او را یرلیغ ترخانی داد و راه خزانه داری بر وی توسامیشی فرمود.(تاریخ غازان چ کارل یان ص 20). و عنان قبض
چلاولغتنامه دهخداچلاو. [ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از بلوکات طبرستان و مازندران میباشد که فعلاً تیول منشی الممالک است و قلعه ای قدیمی و کهنه دارد. این آبادی را
حاجی نوروز خاتونلغتنامه دهخداحاجی نوروز خاتون .[ ن َ ] (اِخ ) زوجه ٔ عادل آقا بوده است و عادل آقا ابتدا شحنه ٔ بغداد بود و بتدریج در دستگاه ایلکانیان ترقی یافته از امرای معتبر و مشهور شد و
چمرملغتنامه دهخداچمرم . [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد:قریه ای است از محال کوهپایه و از مضافات ولایت ساوه که هوایی معتدل دارد و محصولش غله و میوجاتی از قبیل انگور، بادام ،