تینابلغتنامه دهخداتیناب . (اِ) آنچه در خواب دیده میشود و به عربی رؤیا خوانند. (برهان ). رؤیا و آنچه در خواب بینند. (ناظم الاطباء). به معنی خواب که به عربی آن را رؤیا گویند. (غ
خواب بینالغتنامه دهخداخواب بینا.[ خوا / خا ] (اِ مرکب ) رؤیا. تیناب . بوشباس . || (نف مرکب ) بیننده ٔ رؤیا. (ناظم الاطباء).
رؤیالغتنامه دهخدارؤیا. [ رُءْ ] (ع اِ) خواب دیدن . (دهار) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). خواب که دیده شود. ج ، رُؤی ̍. (منتهی الارب ). آنچه در خواب بینند. ج ، رؤی . (
تنابهlymphواژههای مصوب فرهنگستانمایع شفافی که در مجاری خاصی به نام مجاری تنابهای جریان دارد و منشأ آن مایع بافتی و خون است متـ . لنف
یاختۀ یادسپارmemory cellواژههای مصوب فرهنگستانتنابۀ یاختههای B و T که پس از برخورد اولیه با پادگن بیگانه اطلاعات ایمنی را به خاطر میسپرد و در برخورد دوم با همان پادگن، پاسخهای ایمنی سریعتر و مؤثرتری می