تیمار فرادماییUHT treatment, ultra-high temperature treatmentواژههای مصوب فرهنگستانحرارتدهی مستقیم یا غیرمستقیم مادۀ غذایی پیش از بستهبندی برای کشتن همۀ ریزاندامگانهای فاسدکنندۀ آن
تیمارفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندوه، غم ۲. اندوهگساری، غمخواری ۳. حضانت، سرپرستی ۴. پرستاری، توجه ۵. اندیشه، فکر
تیمارواژهنامه آزادوقتی کلمه ی تیمار برای حیوان به کار میرود معنایش غمخواری و دلسوزی نیست . بلکه رسیدگی حتی نوازش حیوان را معنی میدهد.
تیمارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پرستاری، نوازش، و مراقبت از شخص بیمار یا آسیبدیده.۲. غمخواری؛ دلسوزی.۳. (اسم) فکر؛ اندیشه.۴. (اسم) دردورنج. تیمار خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] غمخواری کردن
خامۀ فرادماUHT creamواژههای مصوب فرهنگستانخامهای که برای افزایش زمان ماندگاری آن تیمار فرادمایی بر روی آن انجام شده باشد متـ . خامۀ ماندگار long-life cream
شیر فرادماUHT milkواژههای مصوب فرهنگستانشیری که برای افزایش زمان ماندگاری آن تیمار فرادمایی بر روی آن انجام شده باشد متـ . شیر ماندگار long-life milk
تیمارواژهنامه آزادوقتی کلمه ی تیمار برای حیوان به کار میرود معنایش غمخواری و دلسوزی نیست . بلکه رسیدگی حتی نوازش حیوان را معنی میدهد.
تیمارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پرستاری، نوازش، و مراقبت از شخص بیمار یا آسیبدیده.۲. غمخواری؛ دلسوزی.۳. (اسم) فکر؛ اندیشه.۴. (اسم) دردورنج. تیمار خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] غمخواری کردن