تیشلغتنامه دهخداتیش . (اِ) لفظ ترکی است به معنی دندان و لفظ تیشه که آلت نجاران است از این مأخوذ است و حرف «ها» برای تشبیه و مشابهت ، چنانکه در لفظ دندانه . (غیاث اللغات ) (آنن
طیشفرهنگ مترادف و متضاد۱. تعب، رنج، ناگواری ۲. خفت، سبکمغزی، سبکسری، سبکی، خفت عقل ۳. تندی، تندمزاجی، خشم، غضب ۴. اضطراب، قلق ۵. دلتنگی، آزردگی، غصه ۶. ناخوشایندی، ناگوارایی، ناگواری
طیشلغتنامه دهخداطیش . [ طَ ] (ع اِمص ) سبکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سبک سری .سبک مغزی . سبکساری . خفت عقل . سبک طبعی . (زمخشری ) : و چون امیر محمود بشرب و عیش و اتلاف و طی
طیشفرهنگ انتشارات معین(طِ یْ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) سبک شدن . 2 - (اِمص .) بی عقلی ، سبکسری . 3 - خشم ، غضب . 4 - رنج . 5 - اضطراب .