تیزهcusp 1واژههای مصوب فرهنگستاننقطهای که در آنجا دو یا چند شاخۀ خم اشتراک دارند و خطوط مماس بر این شاخهها در آن نقطه بر هم منطبق هستند
تیزهلغتنامه دهخداتیزه . [ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) جای باریک و برنده و فرورونده از چیزی . جانب یا سر تیز چیزی . نقطه ٔ تیزچیزی . تیزه ٔ دیوار. تیزه ٔ کمر. تیزه ٔ آرنج . نوکی برجسته
تیزهوشفرهنگ مترادف و متضادتندهوش، تیزرای، زیرک، سریعالانتقال، عاقل، متفطن، متیقظ، هوشمند، هوشیار ≠ کندهوش
تیزۀ دوگانهdouble cuspواژههای مصوب فرهنگستانتیزهای که در آن دو شاخۀ خم در یک طرف مماس حدیِ وارد بر خم در نقطۀ تیزه واقع هستند متـ . تیزۀ نوع دوم cusp of second kind
تیزۀ سادهsimple cuspواژههای مصوب فرهنگستانتیزهای که در آن دو شاخۀ خم در دو طرف مماسِ حدیِ وارد بر خم در نقطۀ تیزه واقع هستند متـ . تیزۀ نوع اول cusp of first kind