تیرکمانگویش خلخالاَسکِستانی: razinka دِروی: tir andâz شالی: tir andâz کَجَلی: tir kaman کَرنَقی: səg avan کَرینی: tirkamân کُلوری: tirkâmân گیلَوانی: razinkâ لِردی: kija təfang
تیرکمانگویش کرمانشاهکلهری: tɪrkawân گورانی: tɪrkawân سنجابی: tɪrkawân کولیایی: tɪrkawân زنگنهای: tɪrkawân جلالوندی: tɪrkawân زولهای: dogel̆âško کاکاوندی: dogel̆âško هوزمانوندی: d
تیرکمانفرهنگ انتشارات معین(کَ) (اِمر.) بازیچة کودکان به صورت قطعة کوچک چرم یا لاستیکی که دو سوی آن را با کش به دو شاخة کوچکی می بندند و با آن سنگریزه پرتاب کنند.
تیرکمانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تیروکمان.۲. کمان. تیرکمان آبی: (زیستشناسی) گیاهی پایا، با ساقههای دراز و برگهایی شبیه پیکان که در میان آب و جاهای بسیارمرطوب میروید.
ترکمانلغتنامه دهخداترکمان . [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) یکی از بخشهای سه گانه ٔ شهرستان میانه که از شمال محدود است به شهرستان سراب و از جنوب به بخش مرکزی و از خاور به بخش ترک و بستان آباد
ترکمانیهلغتنامه دهخداترکمانیه . [ ت ُک َ نی ی َ ] (اِخ ) شکل عربی ترکمانان : و قاجاریه استراباد با ترکمانیه متفق شده سرکشی آغاز نمودند. (مجمل التواریخ گلستانه ص 8). از انتشارات اخبا
پلخمونواژهنامه آزادتیرکمان تیروکمان تیر کمان کوچک که با آن گنجشک میزندند یا هر چیز دیگر را.یک شعری هم در گویش مشهدی هست که میگه:با پلخمون نگاهت چوغوک دلمو زدی ای به قربونه نگاهت,ع