تیرمارلغتنامه دهخداتیرمار. (اِ مرکب ) نوعی از مار خبیث که مانند تیر از جا جسته نیش زند. (آنندراج ). افعی . (زمخشری ) (ناظم الاطباء). قسمی از مار است و معروف می باشد. (قاموس کتاب م
تیمارفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندوه، غم ۲. اندوهگساری، غمخواری ۳. حضانت، سرپرستی ۴. پرستاری، توجه ۵. اندیشه، فکر
تیرماهیلغتنامه دهخداتیرماهی . (اِ مرکب ) نوعی از انگور است . (برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) : تا وقت مهرگان همه گیتی چو زر بوداز آب تیرماهی و از باد مهرگان . منوچهری .تیر
افعیلغتنامه دهخداافعی . [ اَ عا / اَ ] (از ع ، اِ) قسمی است از مار بغایت زهرناک و گویند که افعی از دیدن زمرد کور میگردد. (کنز از غیاث اللغات ).نوعی از مار سیاه که بغایت زهرناک و