تیدیلغتنامه دهخداتیدی . (اِ) اسم هندی جراد است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به الفاظ الادویة و ملخ و جراد شود.
تیدیعلغتنامه دهخداتیدیع. [ ت َ ] (ع مص ) به اَیدَع رنگ کردن جامه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تیدیعلغتنامه دهخداتیدیع. [ ت َ ] (ع مص ) به اَیدَع رنگ کردن جامه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
گورارالغتنامه دهخداگورارا. (اِخ ) واحه هایی است در صحرای الجزایر نزدیک واحه های توات و تیدیکلت که 36000 تن جمعیت دارد.
جرادالبرلغتنامه دهخداجرادالبر. [ ج َ دُل ْ ب َرر ] (ع اِ مرکب ) ملخ بیابانی . مؤلف مخزن الادویه آرد: آن را به فارسی ملخ و بهندی تیدی بکسر تاء چهار نقطه هندی و سکون یاء مثناة تحتانی
آقابالیواژهنامه آزادوالی به معنی استاندار یا بزرگ منطقه (ذی نفوذ) بوده و با احترام با آقا همراه شده (آقاوالی) که به مرور زمان به آقابالی تیدیل گشته است .