تیداواژهنامه آزاد(تی در پهلوی به معنی خورشید، فروغ، درخشنده + دا = زاده) روی هم به معنای زاده و آفریدۀ درخشان. آمی تیدا نام دختر اصیل ایرانی است؛ دختر استیاگ پادشاه ماد، که به ه
تیدافرهنگ نامها(تلفظ: tidā) (تی در پهلوی به معنی خورشید ، فروغ ، بخشنده + دا = زاده) روی هم به معنای زاده و آفریدهی درخشان ؛ (به مجاز) زیبا .
تیداکلغتنامه دهخداتیداک . (اِ) یهود «؟» را گویند چه تیداکی یهودی باشد. (برهان ) (آنندراج ). یهود. (ناظم الاطباء). در برهان گفته به معنی یهود است ... در فرهنگها ندیدم . (انجمن آرا
تیداکیلغتنامه دهخداتیداکی . (ص نسبی ) یهودی و منسوب به جهود. (ناظم الاطباء) ... تیداکی یهودی را گویند. (انجمن آرا). رجوع به تیداک شود.
تیداکلغتنامه دهخداتیداک . (اِ) یهود «؟» را گویند چه تیداکی یهودی باشد. (برهان ) (آنندراج ). یهود. (ناظم الاطباء). در برهان گفته به معنی یهود است ... در فرهنگها ندیدم . (انجمن آرا
تیداکیلغتنامه دهخداتیداکی . (ص نسبی ) یهودی و منسوب به جهود. (ناظم الاطباء) ... تیداکی یهودی را گویند. (انجمن آرا). رجوع به تیداک شود.
چفودلغتنامه دهخداچفود. [ چ ِ ] (اِ) جهود و یهود و تیداک . (ناظم الاطباء). پیرو حضرت موسی و کسی که متدین بدین وی باشد. و رجوع به جهود و تیداک شود.
یهودلغتنامه دهخدایهود. [ ی َ ] (اِخ ) قوم موسی ، بدان جهت این نام نهادند که موسی گفت :اًنا هُدْنا الیک ؛ یعنی ما با تو رجوع کنیم و ایشان هفتادویک فرقه اند. (نفائس الفنون ). اعجم
یهودیلغتنامه دهخدایهودی . [ ی َ دی ی / دی ] (ص نسبی ) منسوب به یهود. (ناظم الاطباء). هر چیز منسوب و مربوط به یهود. || منسوب است به دروازه ٔ بغداد که درب الیهودش نامند. (از لباب ا