تی تیش مامانیفرهنگ انتشارات معین(ص مر.)نو و زیبا (واژة کودکانه در مورد صفت جامه که در بزرگ ترها برای ریشخند و تعریض به کار می رود)، نازک نارنجی .
تی تیش مامانیلغتنامه دهخداتی تیش مامانی . (ص مرکب ، اِ مرکب ) در زبان اطفال جامه ٔ زیبا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || به مزاح ، جامه ای که صاحب آن ، آن را نمودن خواهد. (یادداشت ایضاً).
تفتیشفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازجست، بازرسی، پرسش، پیجویی، تجسس، تفحص، جستجو، سانسور، کاوش، وارسی ۲. واپژوهیدن، جستجو کردن، کاویدن، کاوش کردن، بازرسی کردن، تفحص کردن
مامانیلغتنامه دهخدامامانی . (ص نسبی ) منسوب به مامان در زبان اطفال خرد، جمیل . خوب . زیبا.- تیتیش مامانی ؛ جامه ٔ زیبا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در تداول امروز به خوب و ظریف
انتقارلغتنامه دهخداانتقار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کنداگری کردن در چوب . || نبشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نوشتن در چیزی . (از اقرب الموارد). || سوراخ دار گردیدن . (
دامنلغتنامه دهخدادامن . [ م َ ] (اِ) دامان . ذیل . (دهار). آن قسمت از قبا و ارخالق و سرداری و جز آن که از کمر بزیر آویزد. از کمر به پایین هر جامه . قسمت پایین قبا و غیره از سوی