تک انجاملغتنامه دهخداتک انجام . [ ت َ اَ ] (اِ مرکب ) جایی است که اسبها در اسب دوانی به آن میرسند . (فرهنگستان ایران ).
تکفرهنگ مترادف و متضاد۱. تنها، طاق، فرد، منفرد، یگانه ≠ جفت، زوج ۲. عزب، مجرد ۳. تاخت، تک، تهاجم، حمله، هجوم، یورش ≠ پاتک، دفاع ۴. دو، دویدن ۵. بینظیر، بیمثل، بیهمال، بیمانند، فرید،
تکدیکشنری فارسی به انگلیسیalone, beak, charge, desolate, distinct, offensive, individual, lone, lonely, mono-, odd, offense, one, one-off, onset, particular, push, single, singleton, sin
جوابriposteواژههای مصوب فرهنگستانحرکت تهاجمی انفجاری و سریع که پس از دفاع دربرابر تک حریف انجام میشود
انجاملغتنامه دهخداانجام . [ اَ ] (اِ) انتها و آخر هرکار. (برهان قاطع) (آنندراج ) (هفت قلزم ). اتمام کار. ضد آغاز. (انجمن آرا). آخر کارها. (فرهنگ خطی ). انتها. آخرکار. (غیاث اللغا
پیتکremiseواژههای مصوب فرهنگستانحرکت تهاجمی ساده و سریع پس از دفاع حریف که متعاقب تک اصلی و بدون پس کشیدن بازو انجام میشود