تکیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتکا، اطمینان، اعتماد، پناهگاه ۲. تعزیهخانه، حسینیه ۳. تاکید، اصرار ۴. فشار
تکیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پشت دادن به چیزی؛ پشت خود را به چیزی نهادن.۲. (اسم) محل وسیع برای روضهخوانی و عزاداری.۳. (اسم) [قدیمی] جای نگهداری مستمندان.
تکیهaccent 2, stress 1, word accent 1واژههای مصوب فرهنگستانبرجستگی یک هجا یا واژه در زنجیرۀ گفتار متـ . تکیۀ واژه word accent 2
تکیهلغتنامه دهخداتکیه . [ ت َ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان درجزین است که در بخش رزن شهرستان همدان واقع است و 430 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
تکیهلغتنامه دهخداتکیه . [ ت َ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کرانی شهرستان بیجار است . کوهستانی و سردسیر می باشد و 550 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
مُّسَنَّدَةٌفرهنگ واژگان قرآنتکیه داده شده (اسم مفعول از مصدر تسنيد ، به معناي آن که چيزي را طوري نصب کني که بر چيز ديگري نظير ديوار و مثل آن تکيه داشته باشد . )